الشيخ المنتظري
214
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
( خدا رحمت كند فردى را كه سخن حكيمانه اى بشنود و بپذيرد ، و به راه راست خوانده شود و به طرف آن برود ، و كمربند راهنمايى را بگيرد و نجات پيدا كند . ) مقصود از « امرأً » انسان است . « حُكم » به معناى كلام حق است ، مقصود حرف و سخن حق است خواه يك حكم شرعى حلال و حرام يا يك كلام حكمت آميز باشد . « وعى » معنايش حفظ كردن است ; يعنى خدا رحمت كند كسى را كه سخن حقى را بشنود و خوب حفظش كند ; البته مقصود از حفظ كردن به ذهن سپردن نيست ، حفظ كردن واقعى محافظت است ، و آن به اين معناست كه خوب عمل كند . « و دعى الى رشاد فدنا » و چون به راه راست و هدايت خوانده شود نزديك شود . « رشاد » به معناى راه هدايت است . « دَنا » از مادّه « دنوّ » به معناى نزديك شدن است ; يعنى وقتى او را به راه راست دعوت مىكنند بپذيرد و در آن قدم بگذارد . « و اخذ بحجزة هاد فنجا » و كمربند هدايت كننده را بگيرد و نجات پيدا كند . « حجزة » به گره لُنگى مىگويند كه در گذشته هاى دور به جاى شلوار بر پاى خود مىبسته اند ; چون شلوار نبوده و يا مرسوم نبوده به جاى شلوار لنگ مىبسته اند ، بعد براى اين كه اين لنگ باز نشود به آن گره محكمى مىزدند ، اين گره را « حجزة » مىگويند ، ولى در حال حاضر كمربند مىبندند . « هاد » به معناى هدايت كننده است ; مىفرمايد : خدا رحمت كند انسانى را كه براى هدايت خود كمربند هدايت كننده اى را بگيرد و نجات پيدا كند . نشانه هاى رهروان هدايت « رَاقَبَ رَبَّهُ ، وَخَافَ ذَنْبَهُ ، قَدَّمَ خَالِصاً ، وَعَمِلَ صَالِحاً ، اكْتَسَبَ مَذْخُوراً ، وَاجْتَنَبَ مَحْذُوراً » ( دستور خدا را مراقبت كند ، از گناه خود بترسد ، عمل خالص پيش فرستد ، و عمل صالح انجام دهد ، به دست آورد آنچه براى او ذخيره مىشود ، و دورى كند از آنچه منع گرديده است . )